31 خرداد 1405 14:50
نویسنده: مریم محمدی - پژوهشگر گروه پژوهشی اقتصاد برق و انرژی پژوهشگاه نیرو
در مباحث مربوط به تجارت برق، معمولاً نگاهها به حجم صادرات و واردات برق از طریق خطوط انتقال معطوف است؛ اما بخش مهمی از برق کشور بدون عبور از مرزهای شبکه، در قالب کالاهای انرژیبر راهی بازارهای جهانی میشود. پژوهشی تازه نشان میدهد که برای سنجش واقعی رقابتپذیری ایران در تجارت منطقهای برق، باید هم صادرات مستقیم برق و هم «برق نهفته» در کالاهای صادراتی را بهطور همزمان مورد توجه قرار داد.
آیا تمام برق صادراتی یک کشور الزاماً از شبکههای انتقال عبور میکند؟
پژوهشی با عنوان"مدلسازی رقابتپذیری تجارت برق ایران: تحلیل موازنه صادرات مستقیم و غیرمستقیم"، نشان میدهد که پاسخ این پرسش منفی است. برق علاوه بر آنکه خود یک کالای نهایی برای مبادله است، یکی از مهمترین نهادههای تولید در صنایع انرژیبر نیز محسوب میشود. به همین دلیل، زمانی که محصولاتی مانند فولاد یا سیمان صادر میشوند، در واقع بخشی از برق مصرفشده در فرآیند تولید آنها نیز به صورت غیرمستقیم وارد تجارت بینالملل شده است.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بخش عمده مطالعات پیشین تجارت برق بر صادرات مستقیم برق تمرکز داشتهاند، در حالی که صادرات غیرمستقیم برق از طریق کالاهای انرژیبر کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش تلاش شده است هر دو مسیر به صورت همزمان در یک چارچوب تحلیلی واحد مورد بررسی قرار گیرد.
برای این منظور، یک مدل ریاضی چندهدفه طراحی شده که به طور همزمان دو هدف «بیشینهسازی سود» و «افزایش جاذبه و رقابتپذیری ایران در شبکه تجارت منطقهای برق» را دنبال میکند. در این مدل، برق نه تنها به عنوان یک کالای صادراتی، بلکه به عنوان نهادهای برای تولید کالاهای برقبر نیز در نظر گرفته شده است.
نتایج پژوهش نشان میدهد که انتخاب میان صادرات مستقیم برق و استفاده از برق برای تولید کالاهای صادراتی، یک تصمیم راهبردی است و نمیتوان صرفاً بر توسعه صادرات مستقیم برق تمرکز کرد. در بسیاری از موارد، تبدیل برق به کالاهایی با ارزش افزوده بالاتر و سپس صادرات آنها میتواند منافع اقتصادی بیشتری برای کشور ایجاد کند.
یافتههای مدل همچنین نشان میدهد که فولاد از منظر سودآوری، یکی از مهمترین مسیرهای صادرات غیرمستقیم برق محسوب میشود. در مقابل، سیمان علاوه بر منافع اقتصادی، میتواند در توسعه پیوندهای تجاری و افزایش جاذبه منطقهای ایران نقش مؤثری ایفا کند. به بیان دیگر، هر یک از این مسیرها کارکرد متفاوتی در تحقق اهداف اقتصادی و تجاری کشور دارند.
مهمترین دستاورد این پژوهش آن است که نگاه سنتی به تجارت برق را گسترش میدهد. بر اساس این دیدگاه، ارزیابی جایگاه ایران در تجارت برق نباید صرفاً بر مبنای میزان صادرات مستقیم برق انجام شود، بلکه باید سهم برقِ نهفته در کالاهای صادراتی نیز در محاسبات و سیاستگذاریها مورد توجه قرار گیرد. چنین رویکردی میتواند به طراحی راهبردهای مؤثرتری برای توسعه تجارت انرژی، افزایش ارزش افزوده داخلی و ارتقای جایگاه ایران در شبکه تجارت منطقهای برق منجر شود.
علاقمندان برای مطالعه پژوهش مرتبط، از طریق لینک https://doi.org/10.22054/joer.2025.86119.1273 ، مقاله با عنوان "مدلسازی رقابتپذیری تجارت برق ایران: تحلیل موازنه صادرات مستقیم و غیرمستقیم" را که در فصلنامه علمی "اقتصاد انرژی ایران" منتشر شده است، مطالعه نمایند.